السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

167

تفسير الميزان ( فارسي )

و در همان كتاب است كه نسايى و ابو الشيخ و ابن مردويه از ابن عمر روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) مردم را از كشتن قورباغه نهى كرد و فرمود : همان صدايش تسبيح است « 1 » . و در همان كتاب است كه خطيب از ابى حمزه روايت كرده كه گفت ما نزد امام سجاد على بن الحسين ( ع ) بوديم كه جمعى گنجشك از جلوى ما عبور كردند ، و همه با هم جيك جيك مىكردند ، حضرت فرمود : مىدانيد چه مىگويند ؟ عرض كرديم : نه ، فرمود : اول به شما بگويم كه من ادعا نمىكنم كه علم غيب دارم و ليكن از پدرم شنيدم كه فرمود : از پدرم على بن ابى طالب ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : مرغان در هر صبحگاهى خدا را تسبيح نموده قوت و غذاى روزشان را مسئلت مىدارند ، و اين همان تسبيح صبحگاهى بود كه از خداى خود رزق امروز خود را طلب مىكردند « 2 » . مؤلف : نظير اين روايت را از ابى الشيخ و ابى نعيم در حليه از ابى حمزه ثمالى از محمد بن على بن الحسين ( ع ) روايت كرده‌اند كه عبارتش چنين است محمد بن على بن الحسين صداى گنجشكان را شنيد كه جيك جيك مىكردند ، فرمود : مىدانى چه مىگويند ؟ گفتيم : نه ، فرمود : پروردگار خود را تسبيح مىكنند و از او غذاى امروز خود را طلب مىنمايند « 3 » . در همان كتاب است كه خطيب در تاريخ خود از عايشه روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) وقتى بر من وارد شد فرمود : اى عايشه اين دو برد ( لباس ) مرا بشوى ، عرض كردم يا رسول اللَّه ديروز آنها را شستم ، فرمود : مگر نمىدانى لباس آدمى خداى را تسبيح مىگويد ، و اگر چرك شود تسبيحش قطع مىشود « 4 » . و در همان كتاب مىگويد : عقيلى در كتاب الضعفاء و ابو الشيخ و ديلمى از انس روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : اجل و سرآمد عمر چارپايان و حشرات زمين و مورچه و كبك و ملخ و اسبان و قاطران و تمامى جنبندگان و غير جنبندگان در تسبيح است ، هر وقت تسبيح خود را قطع كرد خدا جانش را مىستاند ، و اين كار ديگر ربطى به عزرائيل ( ملك الموت ) ندارد « 5 » . مؤلف : و شايد مقصود از اينكه فرمود : اين كار ربطى به ملك الموت ندارد اين باشد

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 183 . ( 2 و 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ص 185 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ص 184 .